قدرشناسی
به روایت از فخرطوسی منبعیان : همرزم های عبدالصالح یک روز به من گفتند : در منطقه بودیم یکی از بچه ها در حالی به شهادت رسید که دستش از بدنش جدا شده بود انگشتری هم در انگشتش بود عبدالصالح دستش را برداشت و گفت: خیلی دوست دارم یک روزی مثل این شخص به شهادت برسم عبدالصالح در حالی به شهادت رسید که دستش از بدنش جدا شده بود.
ثبت دیدگاه