تدبير نظامي و مديريت
راوی سیدمجید ایافت: قرار شد تعدادی از برادران مسئول برای شرکت در عملیات والفجر مقدماتی عازم منطقه شویم. بیشتر مسئولین از جمله مربی تخریب، مربی تاکتیک، مربی سلاح شناسی، مسئولین گردان ها سوار یک مینی بوس شدند و برای رفت آماده بودیم. ناگهان ابراهیم امیرعباسی که داخل تویوتا وانت نشسته بود، پیاده شد و ورفت داخل مینی بوس، 10 دقیقه آنجا بود و بعد بیرون آمد. گفتم دیر کردی مگر با آنها چه کار داشتی؟ گفت: هیچی فقط رفتم و برای افراد داخل مینی بوس، سه نفر مسئول انتخاب کردم. یک نفر فرمانده، یک نفر جانشین و یک نفر مسئول تدارکات. گفتم خوب چه دلیلی داشت؟ ما که همه با هم هستیم. گفت: اگر کسی در جمع آنها حرفی بزند و با دیگران بحث کند و درگیری پیش آید، یک نفر به عنوان مسئول باید باشد تا جمع را آرام کند و سازماندهی کند، یا به طور مثال اگر خواسته باشیم میوه ای بین آنها نقسیم کنیم، مسئول تدارکات باید ببیند کم یا زیاد است. ما که همین طوری نمی توانیم هرکه هرچه که خواست فراهم کنیم. من آنجا از مدیریت و تقسیم مسئولیت و سازماندهی کارها توسط ابراهیم بسیار بهره گرفتم.
ثبت دیدگاه