زيرکي و هوشمندي
راوی محمد یزدی: اردوی دوره 14 آموزشی را در اردوگاه شاندیز برگزار کردیم. قرار بود یک شب نیروها را برای کار با قطب نما در شب بیرون بیاوریم. برای پیدا کردن مکان مناسبی جهت آموزش کار با قطب نما نزدیک غروب به اتفاق "ابراهیم امیرعباسی" بوسیله ماشین به ارتفاعات منطقه حرکت کردیم. هوا بسیار سرد بود تا وارد منطقه شدیم هوا کاملا تاریک شده و اصلا جایی را نمی دیدیم. از طرفی هم چراغ های ماشین بر اثر قطع وصل جریان برق خاموش شدند و ما بدون نور حرکت می کردیم. راه را گم کرده و دور خود می چرخیدیم. ابراهیم گفت: بهتر است توقف کنیم، بدون چراغ حرکت کردن در این ارتفاعات خیلی خطرناک است. ممکن است از پرتگاه سقوط کنیم. به پیشنهاد ابراهیم توقف کردیم وتا صبح داخل ماشین با سرما مبارزه کردیم. هنگامیکه هوا روشن شد، دیدم شب قبل فقط دور خودمان چرخ می زدیم و اگر به حرف ابراهیم نکرده بودیم امکان سقوط کردن وجئد داشت. صبح که به اردوگاه برگشتیم همه از دیدن ما خوشحال شدند ونگرانی و اضطراب آنها از بین رفت و ما هم قضیه را تعریف کرده و از آنها عذر خواهی کردیم.
ثبت دیدگاه