شناسه: 256439

محبوبيت شهيد نزد ديگران

راوی ما شا الله زمانیان: روزی که جنازه آقا مصطفی را به مشهد آورده و در سرد خانه بیمارستان قائم گذاشته بودند یکی از دوستانش به نام حسین درب منزلمان آمد و در حالی که گریه میکرد گفت : آخرین باری که آقا مصطفی میخواست به جبهه برود موقع خداحافظی میخواستم پیشانی اش را ببوسم . اجازه نداد و گفت : حسین جان بعد از شهادتم پیشانیم را ببوس . الان آمده ام تا وصیتش را به جا آورم . آدرس محلی که جنازه آنجا بود را به ایشان دادم تا به آنجا برود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه