عشق شهادت
راوی عزت اکرمی: روزی که برای آقا مصطفی به خواستگاری می رفتیم ،در بین راه دیدیم عکس شهیدی که خیلی جوان بود را جلوی ماشین زده اند و او را تشییع جنازه میکردند خیلی ناراحت شدم و به آقا مصطفی گفتم :نگاه کن بنده خدا چقدر جوان بوده است .مصطفی خندید و با خوشحالی گفت :نه خواهر چرا این حرف را میزنی عیبی ندارد . بنده خدا جوانی اش را داده است و بهشت را برای خودش خریده است انشاالله روزی این صحنه را برای خودمن می بینید .گفتم :نه این حرف را نزن .گفت :نه تنها آرزویم این است که در راه خدا شهید شوم .
ثبت دیدگاه