شناسه: 256505

خاطره شماره 14 - شهید محمدجمعه اکرامی

یک شب در ایام محرم مراسمی در مسجد محل برگزار شده بود همراه محمد شرکت کرده بودیم . مداحی در حال خواندن روضه بود و از حضرت زینب (س) صحبت می کرد صحبتهای او طوری بود که مشخص بود اطلاع کافی در باره ی حضرت زینب و ائمه ندارد . وقتی روضه اش تمام شد و می خواست برود محمد رفت و به او گفت: شما که اطلاع کافی در مورد حضرت زینب ندارید چرا پشت بریبون می روید و برای مردم درباره ی حضرت زینب صحبت می کنید . اول برو حضرت زینب را بشناس بعد بیا در باره ی ایشان صحبت کن حضرت زینب نیازی به این حرفها ندارد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه