شناسه: 256514

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

یک شب خواب دیدم که یک جایی ایستاده ام و یک هیئت از آنجا می رود ، ومن داشتم به آن هیئت نگاه می کردم . آنها پرچم هایی در دست داشتند و به صورت راهپیمایی در حال حرکت بودند . محمد و پدر و مادرم را دیدم که همراه آنان در حال حرکت هستند بدون اینکه صحبتی با من بکنند از جلویم رد شدند . داشتم به هیئت نگاه می کردم که ناگهان متوجه شدم که یک نفر شانه هایم را تکان داد و گفت : به این سمت بایست اینجا خانه ی خداست . صورتم را چرخاندم دیدم خانه ی خداست و همه دور خانه -ی خدا را طواف می کنند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه