شناسه: 256760

زیرکی و هوشمندی

به روایت از انیس افشاریان : سال اول دبستان بود و خیلی بچه پر جنب و جوشی بود یک روز که به خانه آمدم دیدم یک لنگه در افتاده توی اتاق و کیف و کتابهای مسعود هم نیست. فهمیدم که کار مسعود است. وقتی آمد پرسیدم این در را چطوری برداشتی مسعود خم شد و شانه اش را به در تکیه داد و در را بلند کرد و به من نشان داد که این طوری در را بلند کردم وقتی که از لولا در آمد خودم را کنار کشیدم و در روی زمین افتاد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه