خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2
به روایت ازحسین اسماعیلی : هدی مفقود شده بود و خبری از او برای ما نیاوردند یک شب در خواب دیدم که من در اتاقی تنها بودم از اتاقی دیگر صدای مهدی می آمد که می گفت: بابا را بیدار نکنید که می خواهیم به مشهد برویم وقتی خواستیم برویم بیدارش خواهیم کردبعد من گفتم: با هرکسی هستی بیا تو . گفت: من بایک نفر از کربلا آمده ام و بعد هر چه دنبالش رفتم او را ندیدم.
ثبت دیدگاه