شناسه: 257748

توجه به امور معنوی

در عملیات کربلای 4 من به همراه برادران دیگرم و همچنین عبدالرضا با همدیگر به جبهه اعزام شدیم و در منطقه از هم جدا افتادیم بعد یک روز من رفتم موقعیت عبدالرضا را پیدا کردو لحظه ای که ایشان را دیدم وی را درآغوش گرفتم و همانطور که یکدیگر را در آغوش گرفته بودیم عبدالرضا گفت : خدا راشکر که ما چهار برادر درراه خدا قدم برداشته ایم و خوشا به حال پدر ومادرمان که چنین فرزندانی را بزرگ نموده اند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه