خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی زهره ابوطالب زاده: یک شب پسر یکی از آشناهایمان که سید است رضا را در خواب دیده بود پرسید بوده آقا رضا مگر شما شهید نشده ای . گفته بود ، بله اما همین زهرا خواهر اینقدر که گریه می کند نمی گذارد که من راحت باشم برو از او تقاضا کن که اینقدر گریه نکند .
ثبت دیدگاه