شناسه: 258453

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی عذرا اسعدی: یکی از اهالی روستا یکشب در خواب فرزندم محمد هادی را می بیند که سوار بر یک اسب سفید شده و همسرش را که خیلی زیبا رو هم هست را پشت سرش سوار کرده است ، همسایه از هادی می پرسد: هادی آقا این خانم کیست ؟ شهید می گوید این خانم همسر من و از حوریه های بهشتی است ، برو به مادرم بگو که من ازدواج کرده ام تا خوشحال شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه