شناسه: 258505

عشق به ائمه اطهار

به یاددارم عبدالوهاب بیش از هفت سال نداشت که یک روز از پدرش از زندگی امام حسین (ع) واینکه پدرومادرش کی بوده و چگونه شهید شده سوال می کرد و پدرش هم تا حد اطلاعاتی که داشت برایش توضیح می دادیک روز من می خواستم زیر کرسی بخوابم که عبدالوهاب آمد و گفت : مادر حاج بابا درباره امام حسین (ع) مطالبی را گفتند دلم می خواهد شما هم برایم از امام حسین (ع) بگویی من گفتم : اطلاعاتم کامل نیست عبدالوهاب گفت : هر چه حاج بابا گفته من فراموش کردم و تا شما برایم نگویی نمی گذارم بخوابی .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه