شناسه: 259021

هوش و استعداد

راوی هادی سعادتی: یک بار برای دیدارو احوالپرسی آقای آزادی به کمیته ی حرم که ایشان آنجا محل کارش بود رفتم .هر دو باهم شروع به دور زدن دراطراف حرم کردیم.یک باره متوجه پیرمردی شدیم که ایستاده بود و به شدت گریه می کند .آقای آزادی گفت: او از وابستگان رژیم است که اینطور گریه می کند حتماً کارهای خلافی انجام داده است که حالا اینطوز با امام رضا رازو نیاز می کند حالاما با او چه کار کنیم؟ گفتم: ای بابا این پیرمرد چه کار به این کارها دارد، او فقط گریه و رازونیاز با امام زضا (ع) دارد. خلاصه حسن آقا بعد از تمام شدن راز و نیاز پیرمرد او را به کمیته درطبقه ی بالای حرم برد و با او شروع به صحبت کرد و بعد از دو سه سوال حسن گفت : به هدف رسیدم .گفتم : چطور مگر ؟ گفت: این فرد از افراد موثر در رژیم شاه بود.ایشان رئیس اسبق زندان اوین است وحدود 10 الی 12 سال این مسئولیت را بر عهده داشته وظاهراً زندانیها از او راضی بودند و برخوردش با آنها زیاد بد نبوده است.گفتم : آفرین بر تیزهوشی وزرنگی شما . پیرمرد بعد از مدتی آزاد شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه