تقيد به مسائل شرعي
راوی محمود باقرزاده: بطوری که آقای آزادی خودش تعریف می کرد می گفت : یکروز آقایی را در خیابان دیدم که برای خانمی ایجاد مزاحمت می کرد درصددبودم که ایشان را بگیرم اما ایشان فرار کردند و در منزلی مخفی شدند هر چه در زدیم کسی درب حیاط را باز نکرد خلاصه آنقدر پشت در ماندیم و منتظر شدیم تا بنده خدا مجبور شد با لباس زیر و راحتی خواب جلو در بیاید از او خواستیم که لباس مناسب بپوشد و همراه ما بیاید او هم با قلدری برخورد کرد به حساب خودش چون ازنمایندگان مجلس آن زمان بود با یک حالت غرور خاصی وبی احترامی برخورد کرد ظاهراً خواسته بود که فرار کند دستش خورده بود به بینی اش وخونی شده بود بالاخره او را گرفتیم و با همان وضعیت دستگیر کردیم از صبح فردای آن روز به عناوین مختلف تلفن می شد که چرا ما ایشان را گرفته ایم مگر شما نمی دانیدکه ایشان نماینده ی مجلس هستند شما باید ایشان را هر چه زودتر آزاد کنید ؟ با توجه به وضعیتی که پیش آمده بود وزخمی شده بود ممکن بود شکایتی از ما بکند و بعد خدای نکرده تشکیلات زیر سوال برود این باعث شد که آزادش کنیم خوشبختانه همین فرد وقتی که به تهران می رود وآنجا هم با زمسئله ای دیگر درست می کند وافتضاح به بار می آورد مسئولین گزارشی را خواسته بودند که پرونده ی ایشان را تکمیل کنند آن موقع بود که آقای آزادی نفس راحتی کشید ودیگر از اینکه دستش را به روی یک فرد ناپاک دراز کرده ناراحت نبود برای آقای آزادی مهم نبود که اشتباه ازطرف مسئولین و یا هرکس دیگری که باشدبه هر شکل ممکن با خطا برخورد جدی می کرد درخیلی جاها از حقوق خود می گذشت تالطمه ای به آبرو وحیثیت تشکیلات وارد نشود .
ثبت دیدگاه