تواضع و فروتنی شهید حسن آزادی
زماني بحث سر جانشيني تيپ بود
و آقاي قاليباف به آقاي آزادي و آقاي سعادتي گفت:
من هر دو تاي شما را به يك اندازه دوست و قبول دارم .
هر كدامتان مايل هستيد اين مسئوليت را قبول كنيد
تا بالاخره يك نفر به عنوان جانشين كارها را انجام دهد
" 3 الي 4 روز بين آندو تعارف و بحث بود و هر يك ديگري رابه قبول منصب تشويق مي كرد.
تا اينكه يك روز آقاي قاليباف گفت: نتيجه چه شد؟
بالاخره كداميك تصميم به قبولي اين قضيه گرفتيد؟
آقاي آزادي گفت: "آقاي سعادتي. و آقاي سعادتي نيز گفت:
آقاي آزادي. آقاي قاليباف كه جريان را بر اين منوال ديد.
خودش آقاي آزادي را به عنوان جانشين معرفي كرد. و ايشان نيز به ناچار پذيرفت.
ثبت دیدگاه