توصیه های شهید
یک شب خواب دیدم در حال رفتن به خواجه ربیع هستم.وقتی به آنجا رسیدم بر سر مزاری نشستم.دو نفر پاسدار هم در آنجا بودندکه گفتند:این مزار حمیداست.اوشهید شده است.با شنیدن این خبر من آنقدر خودم را زدم وگریه کردم که از خواب بیدار شدم.
یک شب خواب دیدم در حال رفتن به خواجه ربیع هستم.وقتی به آنجا رسیدم بر سر مزاری نشستم.دو نفر پاسدار هم در آنجا بودندکه گفتند:این مزار حمیداست.اوشهید شده است.با شنیدن این خبر من آنقدر خودم را زدم وگریه کردم که از خواب بیدار شدم.
ثبت دیدگاه