شناسه: 261478

خاطرات بعد از مجروحيت

راوی رقیه ولی نژاد: روزی که برادرم عباس بعد از مجروحیتش در کردستان به مشهد آمد، من تا او را دیدم جلویش دویدم و گفتم: تو هم داری می لنگی؟او گفت: مگر چه شده؟گفتم: آخر اصغر هم آمده و می لنگد. برادرم عباس به خانه آمد و با برادر دیگرم اصغر مشغول صحبت شد و به او گفت: کاش من شهید می شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه