شناسه: 261486

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی فرخنده قاسم زاده: یک بار فرزندم عباس در کردستان مجروح شده بود، وقتی به مشهد آمد به او گفتم: چطور مجروح شدی؟ایشان گفت: یک زن مرا مجروح کرد. گفتم: چطوری یک زن شما را مجروح کرد؟او گفت: آره. او آمد لخت شود، من چشمم را بستم که یکدفعه گلوله ای به پایم خورد. اینطوری بود که به دست یک زن مجروح شدم، بعد آن زن کومله به درک واصل شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه