شناسه: 262389

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی قدم علی نورانی: بعد از اینکه برادرم عبدالکریم در عملیات رمضان مفقود الاثر شد و پدرم نیز به شهادت رسید سربازی من هم به اتمام رسید و تسویه حساب گرفتم و از منطقه جنگی به خانه برگشتم تا اینکه شبی خواب دیدم که برادر مفقودم عبد الکریم آمد و به من گفت علی برگرد بیا جبهه کنار من چون من تنها هستم و به شما نیاز دارم. به او گفتم من الان گرفتارم و در عالمی هستم که خانواده نیاز بیشتری به من دارد گفت برادر همه کار و کاسبی و کارهایی که داری کنار بگذار و بیا پیش من من که گرفتارم و نیازمند یاری می باشم که یک مرتبه از خواب پریدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه