شناسه: 262841

آخرين وداع با خانواده

راوی محمد نظامی : در آخرین دیدار من و اعضای خانواده به همراه پدرم بیرون از اتاق نشسته بودیم مادرم چای و میوه اورد و همگی صرف کردیم در آن هنگام پدرم گفت: ضبط را بیاورید سپس یک نوار مذهبی گذاشت و شروع به گوش کردن نمود بعد از مدتی رو به مادرم کرد وگفت : اگر از جبهه دیتر برگشتم ناراحت نباش و اگر برای تأمین مخارج زندگی پول کم آوردی یکی از باغهای میوه را بفروشید تا من برگردم ، سپس رو به ما کرد و گفت : بچه ها من قرار است به جبهه بروم ، صورتمان را بوسید و به ما دل گرمی می داد و گفت اگر دیتر بر گشتم مادرتان را اذیت نکنید و در کارها به او کمک کنید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه