شناسه: 264537

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی محبوبه مهرابی: در ارتباط با نامگذاری فرزندانم برادرم حمزه آنها را انتخاب کرد. هنگامی که فرزندم میثم به دنیا آمد من می خواستم که نام او را میثم بگذارم ولی مادرم گفت:" بهتر است او را هم نام برادرت حمزه بگذاری." شب خواب دیدم که حمزه آمد و یک ماشین ژیان، یک اسلحه و یک قوطی تیله به من داد، من گفتم: شما که شهید شدی! گفت:" درست است که من شهید شدم اما آمدم از تو سربزنم و این هدایا را به تو بدهم." گفتم: من در رابطه با اسم فرزندم چه کار کنم؟ گفت:" همانگونه که خودت دوست داری اسم او را بگذار و نمی خواهد حرف بقیه را گوش کنی. یعنی همان میثم بگذار." و من هم اسم فرزندم را میثم گذاشتم. و در مورد فرزندم، مهدی شب در خواب دیدم که یک موری از درب خانه داخل آمد و رفت روی عکس برادرم حمزه قرار گرفت. من در خواب با خودم گفتم: این نور نور حضرت مهدی (عج) است. وقتی بیدار شدم خیلی گریه کردم و فکر کردم که منظور این خواب چیست؟ بعد از یک هفته برادرم حمزه را در خواب دیدم که به من گفت:" این بچه ات پسر است و نام او را مهدی بگذار."

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه