خاطرات سياسي
راوی ابوالفضل نوروززاده: به یاد دارم یک روز همراه دائی ام سید محمد برای شرکت در تظاهرات رفتیم درخیابان معلم شعار می دادیم که یک دفعه مامورها آمدند و دنبال ما کردند و ما فرار کردیم و خود را به داخل رودخانه انداختیم که ایشان را گرفتند و کتک زدند و وقتی کمی مامورین شاه دور شدند، ایشان دست بردار نبود و دوباره شروع به شعار دادن علیه رژیم شاه کرد.
ثبت دیدگاه