ايثار و فداکاري
راوی زهرا ممهوری: روزی به مقداری پول احتیاج داشتم و در بین خانواده صحبت می کردم که برادر از جریان با خبر شده بود . روز بعد دیدم مقداری پول برایم آورده . از او پرسیدم که این پول را از کجا آوردی ؟ چیزی نگفت : بعد ما فهمیدیم که او آن روز را به مدرسه نرفته بود . بر سر کار رفته و مزد آن روز خود را برای من آورده بود .
ثبت دیدگاه