شناسه: 267485

حرمت والدين

راوی لیلا وحدانی : یادم هست فرزندم مصطفی محمدی به مرخصی آمده بود و چند روزی را پیش زن و بچه اش بود یک روز ایشان با مقداری برنج وارد خانه ی ما شد. به او گفتم:اینها چیست؟ گفت: مادرجان برنج است برای شما آوردم. گفتم: به اینها احتیاجی ندارم ولی ایشان گفت: مادرجان روزی لازمت خواهد شد. وقتی به جبهه رفت به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد همان برنج هایی که آورده بود برای مراسم تعزیه اش استفاده کردم. و خودش قبلا خبر داشت که به شهادت می رسد برای همین برنج گرفته بود تا ما در زحمت نیافتیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه