آفرین بر این مادر
به نقل از مادر سردار شهید حسنعلی قنبری: چند روزی از رفتنش به جبهه نگذشته بود، به خاطر مجروحیتش به خانه آمد. سراغ ساکش رفتم و لباسهای خونیاش را شستم. وقتی حسنعلی دید که آنها را شستم، رو به من کرد و گفت: «وقتی لباسها را شستی از دیدن آنها ناراحت نشدی؟!»
پاسخ دادم: «نه، چون میدانستم در چه راهی رفتی و به خاطر چه مجروح شدی، دلم تسلی گرفت و آرام شد.»
ذوق کرد و گفت: «آفرین به این مادر خوبم»
پرسیدم: «چرا؟»
پاسخ داد: «برای اینکه اگر شهید شدم، خاطرم جمع است که مادرم موقعیت را درک کرده و بی تابی نمیکند. حالا دیگر با فکر آسوده میروم.»
ثبت دیدگاه