قدرت روح و کرامت نفس
یادم می آید یک مرتبه که برادرم حسن ازخدمت سربازی آمد پدرم جلوی پایش یک گوسفند قربانی کرد ولی ایشان ناراحت شدو به پدرم گفت : پدرجان شاید کس دیگری که فرزندش از سربازی می آید گوسفند نداشته باشد که جلوی پای فرزندش بکشد و به خاطر همین پیش فرزندش و دیگران خجالت زده شود و ناراحت شود.
ثبت دیدگاه