شناسه: 271521

خاطره شماره 1 - شهید سیدحسن قریشی

راوی علی قریشی: در سال 1357 همرا شهید سید حسن قریشی به یکی ازمیدانهایی که مجسمه شاه خائن «سبزه میدان» بود، رفته بودیم عده ایی از جوانان جمع شده بودند که مجسمه را به پائین بیاورند و همه به کاری مشغول بودند که ناگهان چند خودرو که پر از نیروی نظامی بود اطراف میدان رامحاصره کردند و هرکسی به نوعی محل را ترک نمود. اینجانب که سن کمی داشتم به همراه دیگران از محل فرار نمودم در همین حال برادرم بدنبال اینجانب می گشته و توسط مأمورین نظامی مورد بازجویی قرار می گیرد و نهایتاً به هر طریق ممکن خود را از دست مأمورین رها می سازد. اینجانب به منزل برگشتم. پدر و مادر، از برادرم سوال نمودند ماجرا را برایشان گفتم آنها ناراحت شدند تا اینکه ساعاتی از شب گذشته بود برادرم به منزل برگشت و بیان نمود که به همت بچه ها این مأ موریت هم تمام شد. ناگهان همه اعضاء خانواده از خداوند به خاطره سلامتی و برگشت برادرم «سید حسن قریشی» شکرگذاری نمودند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه