ایثار و فداکاری
یکی از همرزمان ایشان تعریف می کرد که: " وقتی که مکائیل مجروح شده بود و ما می خواستیم به او کمک کنیم، ایشان مرتب می گفت: " به من کاری نداشته باشید، بروید و به مداوای بقیه برادران بپردازید، آنها از من واجبتر هستند. ""
یکی از همرزمان ایشان تعریف می کرد که: " وقتی که مکائیل مجروح شده بود و ما می خواستیم به او کمک کنیم، ایشان مرتب می گفت: " به من کاری نداشته باشید، بروید و به مداوای بقیه برادران بپردازید، آنها از من واجبتر هستند. ""
ثبت دیدگاه