شناسه: 271878

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از سیدعلی قدمگاهی : یکبار یکی از همسایه هایمان را دیدم که بر سر مزار سید احمد رفته و دارد گریه می کند. و به حالت درخواست اجابت از کسی (امازماده) نخ بر سر مقبر شهید بسته بود. من به او گفتم: این چه کاری است؟ او در جواب گفت: شب قبل دیدم سید احمد دارد در کوچه راه می رود. جلو آمد و بعد از سلام و احوالپرسی گفت: چرا شما اینقدر ناراحتی؟ گفتم: مشکل دارم. او به من گفت: دنبال من بیا و مرا به مزار شهدا برد. سر مزار خودش رفتیم. در قبر باز شد من با او رفتیم داخل قبر دیدم دور تا دور آقایان خیلی نورانی نشسته بودند و سید احمد آنها را به من معرفی می کرد. حضرت علی (ع) و دیگر ائمه آن جا بودند که به من گفت: شما مشکلت را به اینها بگو تا حل کنند من می خواستم خواسته ام را بگویم که در همین حین از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه