شناسه: 275377

ادای دین

به روایت از صدیقه عبدی : موقعی که حمزه هفت یا هشت سالش بود یک بار به خانه شوهر خاله بزرگترم رفته بود و گفته بود: حاج آقا؛ موقعی که پول می دادید که بروم برایتان چیزی بخرم، شاید یک مقدار کمی می ماند و یادم می رفت به شما برگردانم یا اینکه اشتباه می شد به همین خاطر پول آورده ام و حلالیت بطلبم و شما از من راضی باشید، چون آن موقع من سنم کم بود و حواسم نبود. که ایشان گفته بود که این چه حرفی است که شما می زنی، از شیر مادر حلالتر باشد، شما مثل پسر خودم هستی.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه