شناسه: 275738

وصیت شماره 1 - شهید مرتضی عباسی ولدانی

بسم الله الرحمن الرحیم ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیله الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون. گمان مبرید که آنان که درراه خداوند کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند ونزد پرودگارشان روزی می خورند . به نام الله پاسدارحرمت خون شهیدان به یاد حماسه سازان تاریخ جاوید بشریت .... ازآدم تا خاتم وازخاتم تا شهدای جنگ تحمیلی وبادرود وسلام فراوان به رزمندگان همیشه درصحنه نبرد بادشمن بعثی . چند کلمه هم لازم دانستم که برای دوستانم بگویم ای دوستان گرامیم من راه خود را شناخته ام وبه سوی آن رفتم رفته ام که با دشمنان اسلام بجنگم که جهاد (جنگ) است وجنگ روشنگر جوهرانسانی وجهاد دریچه بهشت است ومجاهد گشاینده آن دراست وما چه بکشیم وچه کشته شویم پیروزیم ومن میدانم که لایق شهادت نیستم اما اگر به رسیدم آرزویم بوده است وحاضرم صدها بارکشته شوم ودوباره زنده شوم وبازدراه انقلاب واسلام کشته شوم. سخن چند هم با پدرومادرم دارم اولاً امیدوارم که مرا حلال کنند ودوماً ای پدرومادرعزیزم که درود خدا برشما باد خدا را شکرکنید وخوشحال باشید که شما هم یکی ازفرزندانتان را درراه خدا دادید ومثل کوه استوارباشید یاد شهیدان ازصدراسلام تاکنون بیفتید وصحنه های جانگدازکربلا را درپیش چشم بیاورید فکرکنید چه عزیزانی تاکنون ازیک منطقه ای کوچک خودتان جانشان را فدای انقلاب کرده اند کسانی بودند مثل عباس شاه میزائی ومثل محمد شاه میزائی ومثل مرتضی اعراب ومثل شهید حسن شریفی وکسانی که بعداز این جان خود را نثاراسلام وقرآن می کنند. من درک میکنم شماراهرگاه که دلتان تنگ شد بروید به بالای سرقبرشهیدان وآنهارا زیارت کنید. ولحظه ای فکرکنید میدانم که غم واندوه ودرد خود را فراموش میکنید. نمی گویم دلسوزی نکنید ولی خدا راهم شکرکنید وناراحتی به خود را چنان بروز ندهید که باعث خوشحالی دشمنان اسلام شود چه اگر بخاطر ناراحتی شما خائنی طرفی برعلیه انقلاب یا اسلام یا امام که همه پیامبرزده شود وبزند من وخودتان را دربرابررسول اکرم سربزیروشرمنده میکنید وبدانید وقتی ریخته شدن خون من درراه اسلام آن ثمره واقعی خود را دارد که شما پیامش را برسانید وبهترین پیام دراین موقعیت زمان این است که شما افتخار کنید که اینگونه استوارایستاده اید ودومین فرزند خود را پیش قراردهید تا سلاح مرااززمین بردارد ومثل قاسم داماد بجنگد . باری ای پدرعزیزم می دانم که محبت من دردل تو بسیار است ورنج واندوه ازدست رفتن من برایت دشواراست ولی درراه الله ودرراه به ثمر رسیدن حکومت اسلامی بس ناچیزاست. ای مادرعزیزم می دانم که غم ازدست دادن فرزند برای مادربسیارمشکل ودشواراست اگربگویم مادرفراموشم کن می دانم که برایت امکان پذیرنیست ولی مادر عزیزم عمرآدمی کوتاه است وبالاخره آدمی روزی امده است وروزی هم خواهد رفت پس چه بهتر که این مرگ شهادت ودرراه الله باشد... درپایان ازهمه میخواهم که وظیفه خود در را دراین مرحله عمل کنند وتا آخرین قطره خون خود را درراه اسلام اهدا کنند. درپایان ازبرادرانم وخواهرانم می خواهم که مرا حلال کنند وازکسی که وصیت نامه را میخواند پوزش می طلبم چون خیلی بدخط نوشته ام وازشما هم می خواهم که مرا حلال کنید ازکلیه اقوام وخویشان ودوستان می خواهم که مرا حلال کنند . والسلام عیکم ورحمة الله وبرکاته. چند کلمه شعرازخودم: گل گفت زبرگ من قبا داشت شهید خون گفت که جامه مرا داشت شهید چون پنجره دیده دل بگشودم دیدم که نشانی ازخدا داشت شهید ازباده که نشانی ازخدا داشت شهید ازباده سرخ عاشقی سرمستیم ازروز ازل به یارپیمان بستیم درراه خدا به خاک وخون می غلطیم زیرا همه ازانصارحسین هستیم مرتضی عباسی مورخه: 1365/9/24 روزدوشنبه ساعت 2 نصف شب دراردوگاه شهید عرب نوشتم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه