پیش بینی شهادت
به روایت از رقیه ایوبی : وقتی فرزندم محمود را حامله بودم، یک شب در خواب آقایی نورانی و سبزپوش را دیدم که به من گفتند ‹‹فرزندت محمود ستوده شده خداست او از یاران ماست او را عزیز بدار›› وقتی از خواب بیدار شدم فهمیدم فرزندم پسر است وقتی دنیا آمد نامش را محمود گذاشتم سالها بعد محمود در تنگه چزابه غسل شهادت میکند و به دوستانش میگوید: من امشب شهید میشوم.
ثبت دیدگاه