خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی براتعلی طایی مقدم: وقتی به مکه ی معظم مشرف شده بودم خواب دیدم که خیلی غمگین و ناراحت هستم که پسرم محمد ابراهیم را در خواب دیدم . به ایشان گفتم : من می خواهم به طواف خانه ی خدا بروم . اما کسی نیست که لباس و وسایل مرا نگهدارد . ایشان گفت : برو پس من چکاره هستم ؟ من رفتم به زیارت وقتی که برگشتم دیدم که او نیست .
ثبت دیدگاه