شناسه: 278317

عشق به جهاد

به روایت از قربان شیرخانی : اوایل آغاز جنگ بین ایران و عراق بود که یک روز محمد پیش من آمد و گفت: بابا جنگ شروع شده می خواهم به جبهه بروم گفتم: تو که به جبهه بروی من که پیر هستم نمی توانم مسئولیت زن و بچه ات را به عهده بگیرم تو نرو بگذار من بروم گفت: در جایی که من باشم شما که پیرمرد هستید نباید بروید. اگر هم بروی برای خودت می روی من هم که بروم برای خودم می روم در ضمن من جوان و از هیکل خوبی برخوردارم من می روم و من هرچه او را نصیحت کردم فایده ای نداشت و یالاخره جبهه رفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه