خاطرات سیاسی
به روایت از حسین شنوایی زارع : یادم هست در زمان انقلاب تقی با نیروهای ژاندارمری آن زمان درگیر شده بود و به خاطر قوای جسمانی خوبی که داشت و هنرهای رزمی که آموخته بود توانسته بود چند تن از آنها را به شدت مجروح کند و آنها که دیده بودند نمی توانند از پس برادرم برآیند با اسلحه بطرف او شلیک می کنند ولی نمی توانند او را بزنند و او فرار می کندو یادم هست تا چند وقت دنبال تقی بودند تا او را پیدا کنند و او مخفی شده بود.
ثبت دیدگاه