شناسه: 280309

خاطرات سياسي

راوی فاطمه صابری: زمانی که جاوید شاه می گفتند رمضان علی به خانه آمد و درب را به روی خودش بست چون دو تا اتوبوس آمده بودند روستا که بروند و جاوید شاه بگویند گفت هر کس دنبالم آمد بگو نیستم دوستش آمد و گفت سمیعی کجاست؟ گفتم؟ در خانه است بعد رمضان علی ناراحت شد ورفت در یک خرابه خوابید ماشین ها که از قلعه رفتند آمد و سر و صدا کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه