شناسه: 281589

دستگيري از ضعيفان

راوی در جان حمیدی: یکی از دوستان محمد در آن روز به خانه آمد و بعد از معرفی کردن خود گفت: من در شرایط مالی قرار داشتم که یک دست لباس مناسب نداشتم. محمّد آقا برخوردهایی که با من داشت، متوّجه این موضوع شد. یک روز مرا به خیاطی برد. یک دست کت و شلوار که پارچه اش از خودش بود، برایم سفارش داد و بعد از چند روز لباس نو را با خوشحالی به تن کردم. در مخارج تحصیل هم به من کمک می کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه