شناسه: 281632

خاطره شماره 3 - شهید فلک ژاپونی

نوری در آئینه (محمد برزگر) یک شب خواب دیدم، در میان یک باغ هستم و در گوشة باغ یک آئینه بزرگ و بسیار عالی گذاشته است و در پشت آئینه یک جوان بسیار نورانی و قوی هیکل و بسیار زیبا قرار دارد. که دقّت زیاد می نمودم و دقیق تر شدم، دیدم که شهید فلک ژاپنی است. در همان عالم خواب فریاد زدم، الهی برایت بمیرم، فدای تو شوم. که در همین حال از خواب پریدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه