شناسه: 281743

خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید

به روایت از علی اکبر زنگنه : به خاطر دارم زمانی که فرزندم حیدر در جبهه بود یک شب خواب دیدم : بیرون از روستا باغ سر سبزی وجود دارد به طرف باغ رفتم دیدم درب باغ باز است داخل رفتم یک باغ پر از میوه بود و در آن همه نوع گل وجود داشت که نهر های آب از زیر سایه ی درختان جاری بود. همان طور که در باغ راه می رفتم ناگهان چشمم به یک فرد نظامی خورد نزدیکش شدم دیدم یکی از شهدای روستایمان است بنام داریوش زنگنه از هوش رفتم بعد از این که به هوش آمدم او را ندیدم و به راهم ادامه دادم تا این که به شهید دیگر روستایمان (امرالله زنگنه) رسیدم از او سئوال کردم شما این جا چه کار می کنید؟ گفت: ما جایمان در این جاست و همیشه در این جا هستیم. گفتم این باغ مال چه کسی است ؟ گفت این باغ بزرگ مال حیدر است و آن چند تا خانه را که می بینی مال حیدر است که یک مرتبه از خواب بیدار شدم و چند روز بعد خبر به شهادت رسیدن ایشان را برایم آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه