پیش بینی شهادت
به روایت ازعلی اکبر زروندی : روزی که حسین می خواست به جبهه عازم شود به برادرش گفت: داداش من دیشب خوابی دیده ام و می دانم که شهید می شوم، اما عکس بزرگی از خودم ندارم، مادرش گفت : عکس بزرگ می خواهی چه کنی همین عکس که داری خوب است. وقتی از جبهه آمدی با لباسهای بسیجی ات یک عکس بگیر حسین گفت: نه مادر من شهید می شوم و عکس بزرگ را برای جلوی ماشین می خواهم. بعد از اینکه یه شهادت رسید به دنبال عکس گشتیم. یک عکس به همراه برادرانش در مشهد گرفته بود ناچاراً همان را برای جلوی ماشین انتخاب کردیم. وقتی قاب عکس را از روی دیوار برداشتیم یک قطعه عکس حسین از پشت عکس به زمین افتاد و در پشت آن نام خود را به عنوان پاسدار شهید و تاریخ شهادتش را نیز ذکر کرده بود.
ثبت دیدگاه