شناسه: 283374

عشق به ائمه ی اطهار (ع)

به روایت از فاطمه رضاییان : هنگامیکه برادرم محمد حسین در جبهه بود من یکمرتبه مریض شدم بر ملاقاتم آمد و مجددا به جبهه رفت و بعد از 25 روز از جبهه برگشت که من خانه تنها بودم رو به من کرد و گفت خواهر جان من وصیت نامه ام و اول به زیارت امام رضا (ع) رفته ام و از آن حضرت در خواست کردم که یا پیروز شویم و یا من به شهادت برسم . دلم نمی خواهد که مجروح یا اسیر شوم و نیز افزود بعد از حرم به بهشت رضا رفتم و بر سر مزار یکی از فرماندهان فاتحه خواندم . از او خواستم یا پیروزی و یا شهادت . برای همین این وصیت نامه را نوشتم . زیرا دیگر من بر نخواهم گشت و اگر شهید شدم مثل حضرت زینب باشید و گریه نکنید . و وصیت نامه ام را در حرم بخوانید تا اینکه شبی که خبر شهادت محمد حسین را آوردم من از درون ساکش وصیت نامه اش را پیدا کردم . و به علت شلوغی و ازدهام جمعیت در صحن امام خمینی نتوانستم وصیت نامه ار بخوانم . که وصیت نامه اش را بر سر مزارش خواندم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه