وصیت شماره 1 - شهید غلامرضا رحیمی دهاقانی
بسم الله الرحمن الرحيم ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص بدرستيكه خدا دوست ميدارد كسانى را كه در راه خدا جنگ ميكنند و مانند كوهى محكم و سد آهنين پايدارى ميكند.
اجر مجاهد از آغاز ...تا شهادت حضرت على(ع) در پاسخ جوانى از قول رسول الله.
هنگاميكه مجاهد تصميم به جنگ مىگيرد خداوند آتش دوزخ را بر او تحريم مىكند و هنگاميكه مهياى رفتن مىشود. خداوند در برابر ملائكه مباهات مىكند و وقتى كه با خانوادهاش خداحافظى ميكنند در و ديوار برايش گريه ميكنند و وقتى از منزلش خارج مىشود همانطور كه مار از پوشش خارج ميگردد از گناهانش ميشود. و خداوند چهار هزار ملك را براى محافظتش مامور مكند و ثواب كارهاى نكش را چند برابر ميكند و براى هر روز فعاليتش به اندازه پاداش هزار مرديكه هزار سال كه هر سالش 360 روز و هر روزش به اندازهى ابتدا تا انتهاى دنيا باشد ثواب مىنويسد و هنگاميكه مجاهد در صحنه جنگ مستقر مىشود ديگر پاداش بقدرى زياد مىشود كه هيچكس نميتواند بشمرد و وقتيكه درگيرى آغاز مىشود و تيرها رد و بدل ميشود ملائكه بالهاى خود را باز ميكنند و براى پيروزى او دعا مىكنند و يكى از آنها فرياد مىزند كه بهشت زير سايه شمشيرهاست و در آن هنگام تحمل تير و ضربه دشمن را برايش مانند آشاميدن آب سرد در تابستان گوارا مىباشد. در لحظه شهادت هنوز از مركبش به زمين نرسيده كه خداوند برايش خالعين ميفرستد و به او مژده چيزهايى را مىدهد كه نه چشمى و نه گوشى شنيده حتى در فكر هيچ بشرى هم خطور نكرده و خداوند ميفرمايد من خانواده شهيد را كفايت مىكنم و هر كس آنها را شاد كند مرا خشنود نموده و هركس آنها را بيازارد مرا آزرده است و شهيد هركجاى بهشت بخواهد برود آزاد است در روز قيامت با همان مصيبتى كه شهيد شده با تجهيزات و تن خون آلود محشور مىشود و بوى عطرش در همه صحنهى قيامت پراكنده مىشود.
اگر درون انسان از ناخالصيها پاك شود و تمام آرزوهايش در جهت الله نباشد زيبايى نيايش با معبود را درك نخواهد كرد و اوج ايثار در وجودش متجلى خواهد شد در تمام طول زندگيم احساس مىكردم كه گم شدهاى دارم تا اينكه در جبهه دريافتم كه من بايد وسيلهاى داشته باشم تا گم شدهاى را پيدا كنم و اين وسيله را دعاى با اخلاص يافتم و من به همهى مردم و به دوستانم توصيه ميكنم: كه اگر ديدهى شما اخلاص شد با ديد خداى به چهرهى اين مرد (امام خمينى) نگاه كنيد هدف زيستن درميابى، خدايا چنان كن سرانجام كار تو خشود باشى و ما رستگار، خدايا تو ميدانى كه راهى را كه انتخاب كردم از روى شناختى بود كه از اسلام و رهبر عزيزمان امام خمينى داشتم انتخاب كردم و اى پدر و مادر و برادران بدانيد كه ما لحظه به لحظه درحال آزمايش هستيم و يك لحظه غفلت كردن تيشه به ريشه خود زدن است و امام را يادتان نرود كه اين نعمت ها را از ما خواهد گرفت نصيحت من به برادران و خواهران اين است كه نماز و روزه و كارهاى عبادى را ترك نكند و همچنين بعد از من برادران از هر راهى ميتوانند به اين انقلاب كمك كنند و چانچه امكان داشته باشد به جبهه بيايند و صبحتهاى امام خمينى را با جان و دل بپذيرند وسرمشق زندگى خود قرار دهند، براى من يك سال و يك ماه روزه براى من بگيريد. به محمود بابايى مقدارى بدهكارى دارم كه خود او نميداند او را راضى كنيد يا مقدار بدهكارى به او بدهيد. كليه كسانى كه از دست من ناراحتى دارند از آنها عذرخواهى كنيد كه مرا ببخشند.
اگر باشد قرار آخر بميرم نميخواهم كه در بستر بميرم
خدايا كن شهادت را نصيبم كه همچون اكبر و اصغر بميرم
همىخواهم كه همچون شمع سوزان بريزم اشك و در آذر بميرم
همى خون را بريزم بهردينم چو مرغان شكسته پر بيرم
همى خواهم براى حفظ قرآن براى يارى رهبر بميرم
خمينى را زجان يارى نمايم براى راهش بى سر و پيكر بميرم
همى خواهم كه در فصل جوانى ميان جبهه و سنگر بميرم
خدايا كن نصيبم كن در محرم كه همچون عون و جعفر بميرم
السلام عليكم و رحمه الله و بركاته
ثبت دیدگاه