شناسه: 285495

خواب و رویای شهادت

به روایت از فاطمه سادات دلبری : یادم هست دو روز قبل از این که جنازه ی حسن را بیاورند صبح که برای نماز بیدار شدم متوجه صدایی در حیاط شدم وقتی در را باز کردم یکی از دوستان برادرم بود اجازه ورود خواست و وقتی داخل شد به من گفت: که دیشب خوابی از حسن دیده ام که به خاطر اصرار زیاد برادر شهیدتان در خواب به این جا آمده ام. بعد گفت سید حسن در خواب سفارش زیادی کرد که به پدر و مادرم بگویید این قدر بی تابی نکند و ناراحت نباشند تا دو روز دیگر برای تان میهمان می آید و درست دو روز بعد جنازه ی حسن را به خانه آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه