شناسه: 285992

تسلیم بودن در برابر پروردگار

یک بار آن زمانی که در روستا بودیم، برات از جبهه آمده بود. هر چند وقت یکبار سر درد بسیار شدیدی می شد و گاهی مواقع به حدی می رسید که دچار حالت تهوع می شد. یک روز من خواهرم بالای سرش نشستم و خیلی گریه کردیم، وقتی چشمهایش را باز کرد ما را خیلی نصیحت کرد و گفت: " چرا گریه می کنید؟ هیچ کاری بدون اراده خداوند صورت نخواهد گرفت. "

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه