شناسه: 286998

خاطرات سیاسی

به روایت از قدیره خدابنده : در زمان قبل از انقلاب در روستایمان یک روحانی داشتیم بنام طیبی که جوانان روستا را راهنمایی و ارشاد می کرد و در رابطه با تشریف فرمایی حضرت امام (ره) مسائلی را بیان می نمود. یک روز از طرف مأمورین شاه شخصی بنام سرهنگ نوری با عده ای از سربازان به خانة ایشان حمله کردند و قصد داشتند که وی را به شهر ببرند. مردم روستا و من و عباس دور مأمورین را گرفته و آنان را سرکوب کردند و نگذاشتند که این روحانی را با خود ببرند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه