بدون عنوان
شهيد پس از اخذ ديپلم در واقع به سربازي نرفت، بلكه بصورت استخدامي درارتش وارد كادر درجه داري گرديد و مشغول گذارندن يك دوره گروهباني بود كه، جريانات انقلاب پيش آمد. ايشان تعريف مي كرد: فرماندهي داشتيم كه از ارادتمندان حضرت آيت الله شيرازي، رهبر مبارزات انقلابي مشهد بود و ارشاداتش روي ما تأثير زيادي گذاشته بود. وقتي متوجه شديم كه شايد ما را براي مقابله با مردم در صحنه و انقلابي به سطح شهر بفرستند و لازم باشد كه با مردم بجنگيم، دور هم جمع شديم و حدود سيصد نفر تصميم گرفتيم كه متعهداً از اجراي چنين فرماني احتمالي، ممانعت به عمل آوريم. همين كار را كرديم و بعداً كسانيكه براي اجراي اين فرمان رفتند و با مردم درگير شده بودند، بسيار پشيمان بودند و اشك ندامت مي ريختند و ما را تحسين مي كردند. همينطور تعريف مي كرد كه: در همان زمان با پوشيدن لباس شخصي به جمع مردم مؤمن و انقلابي كه به راهپيمايي و اعلام ضديّت و انزجار عليه رژيم منحوس پهلوي مي پرداختند، پيوستيم. در يكي از همين روزها، نيروهاي نظامي و انتظامي راهپيمايان را، مورد ضرب و شَتم قرار داده بودند كه من بدليل اينكه خودم نظامي بودم، وضع وخيمي داشتم. با دقت و فراست بسيار، فرار كردم و از چنگ مأمورين گريختم.
ثبت دیدگاه