شناسه: 287528

پرهیز از گناه

به روایت از فتح علی حیدریان : یک روز در تابستان که انگورهای باغ ما رسیده بود علی رضا سبدی را پر از انگور کرد ه بود و به درب خانه دوستان مدرسه خود برده بود که بعداً به من گفت : پدر از من راضی باش که بدون اجازه شما این کار را کردم . من به این خاطر این کار را کردم که دوستانم بر گردن من حق دارند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه