خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
زمانیکه فرزند عزیز شهیدم على اکبر جبهه بود عملیات هم شروع شده بود و من دلواپس او بودم یک شب خواب دیدم که بر روى بام منزل سه کبوتر سفید نشستهاند و ناگهان دیدم پرنده دیگرى آمد و یکى از کبوترهاى سفید را با خود به آسمان برد با تکانى از خواب بیدار شدم و صبح به مادرش گفتم که اینچنین خوابى دیدهام و نگران هستم طولى نکشید که خبر شهادت على اکبر را آوردند بعداً متوجه شدم در همان شبى که من خواب دیدهام على هم به شهادت رسیده.
ثبت دیدگاه