خبر شهادت
به روایت از مجید توکلی : هنوز خبر شهادت پسرم را نشنیده بودم. شب در خواب دیدم که تمامی بدنش را باند پیچی کردند فقط صورتش معلوم بود که بسیار هم نورانی بود. گفتم الهی بمیرم چرا اینطوری شدی؟ و سپس از خواب بیدار شدم با خودم گفتم محمد رضا یا مجروح شده یا به شهادت رسیده است. فردا صبح همسر پسرم گفت که محمد رضا مجروح شده است در حالی که او شهید شده بود. آنها می خواستند قضیه شهادت پسرم را آرام آرام به من بگویند برای همین اول گفتند که مجروح شده است تا ذهن من آمادگی شنیدن خبر شهادتش را داشته باشد گفتم برویم بیمارستان می خواهم او را ببینم وقتی سوار ماشین شدم برادرم کم کم قضیه شهادت پسرم را به من فهماند.
ثبت دیدگاه